مسيح ذبيحى

169

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

قريب دو فرسنگ كه راه از آنجا دور مىشود گل و رياحين و درختهاى جنگلى شروع مىشود و هوا متدرّجا مرطوب مىگردد . وقتى كه به ولى آباد مىرسد هواى ديگرى محسوس مىشود . بوى دريا استشمام مىشود و ابرهاى سياه / 222 / روى درّهء چالوس را فرا گرفته است . اين راه الى ولى آباد همه جا خوب مهندسى شده است . منزل ششم از ولى آباد به توير راه از تنگهء چالوس از بغلهء كوه مىرود . در ته تنگه كه از آنجا الى به قلهء كوه كه دويست يا سيصد ذرع است رودخانهء چالوس جارى است . اين راه بغله بسيار سخت است و اگر ساخته نبود و معجر گذارده نشده بود ممكن نبود كه دو قاطر در پهلوى يكديگر بتوانند از آنجا عبور نمايند . در بالاى ولى آباد كوه را سوراخ كرده و دالانى براى راه ساخته‌اند ، تمثال شاهنشاه ايران در آنجا حجّارى شده است ، و لكن خوب حجّارى نكرده‌اند . طول اين دالان سى ذرع است . تفصيل اتمام اين راه را به خط فارسى در روى سنگ نقش كرده‌اند و اگر اين راه را از ولى آباد از پايين تنگه ساخته بودند و به بغلهء كوه نرفته بودند خيلى بهتر بود و فوايد كلّى داشت . وقتى كه راه مساوى رودخانه مىشود جنگل و كوه‌هاى سبز چشم را خيره مىكند . صداى رودخانهء آب و درختهاى بلند جنگل و كوه‌هاى سبز و گل و رياحين به قسمى فرح مىبخشد كه انسان هيچ تصوّر نمىكند كه در ايران است ، وقتى كه كوه‌هاى خشك و صحراهاى بىآب و علف را به خاطر مىآورد . توير يك ده كوچكى است . در نزديكى رودخانه واقع شده است . اطراف آن همه اراضى مزروع است . در آنجا همه چيز از مأكولات فراوان بود . روز ديگر از توير به علت رفتيم كه چمنى است خوش آب و علف و اطراف آن همه جنگل است و در سرچشمهء رودخانهء چالوس واقع است . علت پانصد و هفتاد ذرع از سطح دريا ارتفاع دارد . در عرض راه از قريهء / 223 / رزان عبور نموديم و از رودخانه از روى پل چوبين گذشتيم . در محاذى علت در يك فرسنگى قريه‌ايست موسوم به مرزان آباد « 1 » . لوازم خود را ما فرستاديم از آنجا آوردند .

--> ( 1 ) . ( مرزون آباد ) .